منوی اصلی
رازهای نگفته
آسمان بار امانت نتوانست کشید .... قرعه فال به نام من دیوانه زدند
  • علیرضا فلاح سه شنبه 26 اسفند 1393 03:10 ق.ظ نظرات ()

    روزنامه جام جم با این عکس و نوشتاری با همین عنوان [1] به استقبال نوروز رفت .
    اما چقدر دیر به جهانی شدن فرهنگ و تمدن خود فکر می کنیم ؟
    بعداز آنکه مفاخر ما را ، فرهنگ ما را ، حتی بازیهای ما را به نام خود ثبت جهانی کرده اند ، تازه به یاد ما آمد که ...
    مدتی قبل که شب یلدا را به نام خود ثبت نمودند ، ما اعتراض کردیم که به نظر من این اعتراض وارد نبود !
    ما کجا به شب یلدا پرداختیم که حالا از مفارقت آن ، اندوهگین باشیم ؟
    ما چقدر درست فرهنگ سازی کردیم و فرهنگ و خرده فرهنگ های خود را شناساندیم و از آغشته و ممزوج شدن آن به فرهنگ های بیگانه جلوگیری کردیم که حالا وقتی با سنتی عجیب و غریب در حد شتر گاو پلنک [2] روبرو می شویم ، آنرا از بیخ تکفیر می کنیم و طرد !
    همین چهارشنبه سوری ، آن وقت ها که اینجوری نبود . آتش کوچکی درست می کردیم و از روی آن می پریدیم و آش چهارشنبه سوری می خوردیم و شادی می کردیم .
    نیامدیم از این سنت خود درست حفاظت کنیم ، آغشته شد به ترقه و فشفشه و اخیرا بمب دست ساز و فردا پس فردا در حد موشک بالستیک و بمب اتمی !
    رمانتیک هایش هم رفتند سراغ بالن برادران چینی ما که آنرا هوا کنند و آرزوهایشان را به باد بسپارند !
    این چهارشنبه سوری ما بود !؟
    حالا که اینجوری آغشته شده ، باید صورت مسئله را پاک کرد و آنرا حذف نمود و اجازه داد که دیگران آنرا به نام خود ثبت جهانی کنند ؟
    یکبار در گذشته در یک برنامه تلوزیونی به همراه آقای شجاعی مدیر کل آن زمان صداوسیمای مرکزمازندران به این نکته اشاره کردم که :
    وقتی تار و سه تار را از دست بچه هایمان گرفتیم ، گیتار در دستشان قرار گرفت !
    وقتی رستم و اسفندیار را از آنها گرفتیم ، هرکول قد علم کرد !
    وقتی تخت جمشید را به حاشیه راندیم ، آکروپلیس از دل خاک سر برآورد ...
    فکر کنم تا همین جا کافی باشد ! / 425

    1 - نوروز جهانی تر می شود.

    2 - وصله خارجی به چهارشنبه سوری ما

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح یکشنبه 14 دی 1393 12:03 ب.ظ نظرات ()

    روی تخت کلنیک درمانی ، زیر سرم ...
    راستی سلامتی چه نعمت بزرگی است !
    آدم وقتی می افتد و نمی تواند کاری بکند ، تازه می فهمد عافیت یعنی چه ؟
    مثل افتادن در دریا و قدر دانستن کشتی .
    و فردای قیامت ، حسرت نعمت و بودن در دنیا ، مزرعه ای که در آن چیزی نکاشتیم ... / 423

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح یکشنبه 14 دی 1393 12:03 ب.ظ نظرات ()

    روی تخت کلنیک درمانی ، زیر سرم ...
    راستی سلامتی چه نعمت بزرگی است !
    آدم وقتی می افتد و نمی تواند کاری بکند ، تازه می فهمد عافیت یعنی چه ؟
    مثل افتادن در دریا و قدر دانستن کشتی .
    و فردای قیامت ، حسرت نعمت و بودن در دنیا ، مزرعه ای که در آن چیزی نکاشتیم ... / 423

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح یکشنبه 14 دی 1393 11:56 ق.ظ نظرات ()

    داعش در عراق و سوریه ، جبهه النصره در سوریه ، طالبان در افغانستان و حالا در پاکستان ، القاعده در همه جا و اکنون در یمن ، بوکو حرام و الشباب و سپاه صحابه و ...
    راستی اینها که مسلمان هستند ، چرا با عنوان جهاد در راه خدا ، فقط مسلمانان را می کشند ؟ / 422

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح یکشنبه 14 دی 1393 11:56 ق.ظ نظرات ()

    داعش در عراق و سوریه ، جبهه النصره در سوریه ، طالبان در افغانستان و حالا در پاکستان ، القاعده در همه جا و اکنون در یمن ، بوکو حرام و الشباب و سپاه صحابه و ...
    راستی اینها که مسلمان هستند ، چرا با عنوان جهاد در راه خدا ، فقط مسلمانان را می کشند ؟ / 422

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح یکشنبه 14 دی 1393 08:05 ق.ظ نظرات ()

    دایی ما از کربلا آمده بود. رفتیم خدمتشان .
    به عنوان سوغات یک تسبیح به ما دادند . خواستم ببوسم و بگذارم در جیبم . منصرف شدم .
    نگاه کنید به تسبیح !
    چین کمونیست ، تسبیح می سازد برای بازار عراق که ما ایرانیها برویم آنجا و بخریم و بیاوریم ایران !
    حاضرم قسم بخورم هر ایرانی یک تسبیح دارد و توی مساجد هم پر است از تسبیحهای  آویزان به ستونها !
    پس چرا هر وقت می رویم زیارت عتبات ، باز تسبیح می خریم برای سوغات !؟ آنهم چینی !؟
    حالا چرا خود عراقی ها و ایرانیها خودشان تسبیح نمی سازند ؟
    حالا که عادت کردیم از این چیزها بخریم یا برویم مکه جهاز دخترمان را بخریم ، حالا چرا کالای ایرانی نمی خریم ؟ چرا کالای ساخت وطن عزیزخودمان را توی فرودگاه نمی خریم ؟
    به نظر شما واقعا چینی ها اینقدر زرنگ هستند و دقیق که می دانند ما چقدر شعار زده هستیم که برای ما تسبیح می سازند و فردا وپس فردا خدای نکرده ، مهر کربلا هم برای ما بسازند ، ( چین کمونیست برای ما تسبیح و مهر بسازد !؟ ) یا نه ، واقعا ما آنقدر کم دقت و سطحی هستیم که آنها زرنگ هم نباشند ، آدم عادی هم که باشند ، می فهمند ما چه می خواهیم و راحت برای ما سجاده هم می سازند !؟
    حالا چرا تسبیح و مهر باید وارد کنیم ؟
    خب البته ازواردات دسته بیل و نخ و سوزن و قرقره و آفتابه که بهتر است ! بجای پول نفت !
    دوستان یادشان که هست !؟
    یکی از آشنایان ، هر وقت توی اینجور مسائل ، مستاصل که می شد ، می گفت :
    سرم بزنم به دیوار !؟ / 424

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح یکشنبه 14 دی 1393 08:05 ق.ظ نظرات ()

    دایی ما از کربلا آمده بود. رفتیم خدمتشان .
    به عنوان سوغات یک تسبیح به ما دادند . خواستم ببوسم و بگذارم در جیبم . منصرف شدم .
    نگاه کنید به تسبیح !
    چین کمونیست ، تسبیح می سازد برای بازار عراق که ما ایرانیها برویم آنجا و بخریم و بیاوریم ایران !
    حاضرم قسم بخورم هر ایرانی یک تسبیح دارد و توی مساجد هم پر است از تسبیحهای  آویزان به ستونها !
    پس چرا هر وقت می رویم زیارت عتبات ، باز تسبیح می خریم برای سوغات !؟ آنهم چینی !؟
    حالا چرا خود عراقی ها و ایرانیها خودشان تسبیح نمی سازند ؟
    حالا که عادت کردیم از این چیزها بخریم یا برویم مکه جهاز دخترمان را بخریم ، حالا چرا کالای ایرانی نمی خریم ؟ چرا کالای ساخت وطن عزیزخودمان را توی فرودگاه نمی خریم ؟
    به نظر شما واقعا چینی ها اینقدر زرنگ هستند و دقیق که می دانند ما چقدر شعار زده هستیم که برای ما تسبیح می سازند و فردا وپس فردا خدای نکرده ، مهر کربلا هم برای ما بسازند ، ( چین کمونیست برای ما تسبیح و مهر بسازد !؟ ) یا نه ، واقعا ما آنقدر کم دقت و سطحی هستیم که آنها زرنگ هم نباشند ، آدم عادی هم که باشند ، می فهمند ما چه می خواهیم و راحت برای ما سجاده هم می سازند !؟
    حالا چرا تسبیح و مهر باید وارد کنیم ؟
    خب البته ازواردات دسته بیل و نخ و سوزن و قرقره و آفتابه که بهتر است ! بجای پول نفت !
    دوستان یادشان که هست !؟
    یکی از آشنایان ، هر وقت توی اینجور مسائل ، مستاصل که می شد ، می گفت :
    سرم بزنم به دیوار !؟ / 424

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح دوشنبه 8 دی 1393 07:59 ق.ظ نظرات ()

    خیلی دوست نداشتم در نقد اشخاص بخصوص رییس جمهور کشور مطلب بنویسم ولی بعضی از کارهای آن یکی ، ( احمدی نژاد ) واین یکی ، (روحانی ) باعث شد که به هر حال از واژه اجتناب ناپذیر استفاده کنم . اگر چه به این واژه اعتقاد ندارم !
     من می دانم آقای روحانی سرهنگ نیست ! هم خودش فرمود ،  با تاکید البته وهم بالاخره مختصر سویی در چشمان بنده هست که روحانی بودنشان را تشخیص بدهم و هیچ وقت هم در مدرک حقوق دانی ایشان تشکیک نکرده ام!
    این ها را به این دلیل عرض کردم که آقای روحانی اگر سرهنگ نیست ولی بواسطه حضور خوب و موثر در جنگ تحمیلی و فرماندهی بخشی از جنگ و بواسطه سمت در دشواری امنیتی ملی و مواردی از این دست ، قطعا به درجات نظامی و سلسله مراتب آن واقف هستند و می دانند که درجه بندی در نظام ، فقط سربازی و سرهنگی نیست و در این بین درجاتی مثل گروهبانی ، سرگردی ، سروانی هم وجود دارد . تازه بعد از سرهنگ ، ما به چند درجه دیگر هم می رسیم .
     آقای احمدی نژاد تا توانست ، وزرا  و کاردارانش را  از میان سرباز ها و بعضا سرباز صفر انتخاب کرد . البته به این موضوع اذعان و بعضا نیز افتخار می کرد !
    هر چه سربازصفر بود ، شدند مسئولین رده بالا ی کشور و استان و ارادت و نهادها و ...
    شد آنچه که نباید بشود!
    حالا آقای روحانی آمد عکس ایشان عمل کرد . تا توانست  وزرا و مسولین را از میان سرهنگ ها و حتی بالاتر از آن برگزید و کار به جایی رسید که یکی از این ارتشبدهای ایشان ، حین سخنرانی بعضا یادش می رود چی داشته می گفته ، و گاهی در جلسات چرت می زند !
    امان از این افراط و تفریط ما ایرانی ها ! یا از این ور بام می افتیم یا از آن ور بام .
    به هر حال افتادن حق طبیعی ماست حالا چه این ور، چه آن ور... / 421

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح دوشنبه 8 دی 1393 07:59 ق.ظ نظرات ()

    خیلی دوست نداشتم در نقد اشخاص بخصوص رییس جمهور کشور مطلب بنویسم ولی بعضی از کارهای آن یکی ، ( احمدی نژاد ) واین یکی ، (روحانی ) باعث شد که به هر حال از واژه اجتناب ناپذیر استفاده کنم . اگر چه به این واژه اعتقاد ندارم !
     من می دانم آقای روحانی سرهنگ نیست ! هم خودش فرمود ،  با تاکید البته وهم بالاخره مختصر سویی در چشمان بنده هست که روحانی بودنشان را تشخیص بدهم و هیچ وقت هم در مدرک حقوق دانی ایشان تشکیک نکرده ام!
    این ها را به این دلیل عرض کردم که آقای روحانی اگر سرهنگ نیست ولی بواسطه حضور خوب و موثر در جنگ تحمیلی و فرماندهی بخشی از جنگ و بواسطه سمت در دشواری امنیتی ملی و مواردی از این دست ، قطعا به درجات نظامی و سلسله مراتب آن واقف هستند و می دانند که درجه بندی در نظام ، فقط سربازی و سرهنگی نیست و در این بین درجاتی مثل گروهبانی ، سرگردی ، سروانی هم وجود دارد . تازه بعد از سرهنگ ، ما به چند درجه دیگر هم می رسیم .
     آقای احمدی نژاد تا توانست ، وزرا  و کاردارانش را  از میان سرباز ها و بعضا سرباز صفر انتخاب کرد . البته به این موضوع اذعان و بعضا نیز افتخار می کرد !
    هر چه سربازصفر بود ، شدند مسئولین رده بالا ی کشور و استان و ارادت و نهادها و ...
    شد آنچه که نباید بشود!
    حالا آقای روحانی آمد عکس ایشان عمل کرد . تا توانست  وزرا و مسولین را از میان سرهنگ ها و حتی بالاتر از آن برگزید و کار به جایی رسید که یکی از این ارتشبدهای ایشان ، حین سخنرانی بعضا یادش می رود چی داشته می گفته ، و گاهی در جلسات چرت می زند !
    امان از این افراط و تفریط ما ایرانی ها ! یا از این ور بام می افتیم یا از آن ور بام .
    به هر حال افتادن حق طبیعی ماست حالا چه این ور، چه آن ور... / 421

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح شنبه 29 آذر 1393 08:47 ق.ظ نظرات ()

    ویروسی برای آلوده کردن زیبایی حزن انگیز عزاداری ها


    44سال از خداوند بزرگ نعمت زندگی گرفتم و در تمامی این سالها در مراسم محرم جایی سعادت حضور نداشتم الاحضور در مراسم روستای خودمان افراتخت...
    مستند " روایت یک شمع " را بر اساس این مراسم ساختم و عکس ها و شرح این مراسم هم در این وب نوشت کار شده است . [1]
    مقدمه از آن جهت است که مراسم بی پیرایه و خالصانه این منطقه و روستای ما امروز دچار عارضه و آفت بزرگی شده است .انگار ویروسی آمده باشد !
    برای اولین بار یکی از این هیئت ها علم بزرگی را روی سه چرخ حرکت داد و به روستای ما آورد! من البته شنیده بودم که در ساری وآمل حتی مسابقه علم کشی راه افتاده است !
    ندیدم . عرض کردم که جایی تا کنون نرفتم . فقط شنیدم و با این شنیدن دلم لرزید!
    آلوده می شود. آلوده می شود این مراسم زیبا و حزن انگیز . رنگ می بازد این شور عزاداری در مرور زمان.
    وقتی توجه به قمه وقیمه شود . قیام فراموش می شود. این جمله را جایی خواندم واضافه کردم ،
    توجه که به علم شود علم حاصل از تفکر در عاشورا از بین می رود .
    هر جه فکر کردم نتوانستم متوجه شوم که این یعنی چه ؟
    تو برای امام حسین (ع) و گریه بر مصائب او وبیش از آن تفکر در اصل واقعه عاشورا ویافتن سر منشا آن و گرفتن درس عبرت از عاشورا که هر روز می تواند عاشورا باشد و هر کجا که باشد آنجا می تواند کربلا باشد ، آن وقت برای این هدیه خداوندی ، که عاشورا هدیه خداونداست برای مردم ، آنهایی که درک کنند پیام عاشورا را ، که این کم از پیام رسالت نیست که حالا برای این هدیه ارزشمند الهی تو بیایی یک تکه آهن 10 الی 15 متری را برداری ، آذین کنی 4 تا جوان قلدر با لباس خاص آنرا یدک بکشند و بگردانند ، دور بدهند ، بعد بگذاری روی سه چرخ و حرکت بدهی ، کل جاده را مسدود کنی و ...
    که مثلا داری عزاداری می کنی؟ اصلا این آهن پاره مزین به انواع و اقسام اشکال بعضا حیوانی نشانه چیست ؟ نماد چیست؟ کجای کربلا چنین بتی را حرکت می دادند ؟ کجای تاریخ این ثبت شده است ؟ در کدام منبع شیعه اثری از این نماد آلوده وجود دارد ؟ کدام مرجع تقلید شریف حکم به حرکت دادن این آلت وهن آلوده داده است؟
    من هر چه بررسی کردم نتوانستم نشان کوچکی از این آهن پاره و ارتباط آن با کربلا و واقعه عظیم عاشورا پیدا کنم . اگر بعضی از فرق اهل سنت بیش از همه فرقه ضاله وهابیت با ایجاد گروه های تکفیری دارد چهره رحمانی اسلام را خدشه دار می سازد ، آیا شما که علم را بت میدان کردی ، فکر نمی کنی که داری چهره زیبای مذهب شیعه ، این شریف ترین مذهب مترقی اسلام و بلکه تمامی ادیان را کدر می سازی!؟
    اگر در هرچه تشکیک شود ، در این نمی شود شک کرد که به خداوندی خدا که قسم جلاله است ، دست هایی پنهان و آشکار در کار است که محرم و عاشورا را از شیعه بگیرند.
    من بدون شک و با یقین می گویم که اتاق های فکری وجود دارد در آن سوی مرزهای این سرزمین حسینی که آرام آرام در این مراسم ویروس هایی را می فرستند برای آلوده کردن و از بین بردن .
    حتما به یاد دارند خیلی ها که طبل و سنج و شیپور و گروه موسیقی و حتی ارگ به مراسم و هیئت ها باز شده بود ! دیر یا زود چنان این بتها و تفکرات خرافی بزرگ شود و توجه به آن جدی شود که اصل عاشورا و پیام آن به حاشیه برود!
    خدا نکند و آن روز ما زنده نباشیم .

    من نگران این ویروس آلوده هستم که وارد منطقه ما شده است. / 420

    1 - روایت یک شمع

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح شنبه 29 آذر 1393 08:47 ق.ظ نظرات ()

    ویروسی برای آلوده کردن زیبایی حزن انگیز عزاداری ها


    44سال از خداوند بزرگ نعمت زندگی گرفتم و در تمامی این سالها در مراسم محرم جایی سعادت حضور نداشتم الاحضور در مراسم روستای خودمان افراتخت...
    مستند " روایت یک شمع " را بر اساس این مراسم ساختم و عکس ها و شرح این مراسم هم در این وب نوشت کار شده است . [1]
    مقدمه از آن جهت است که مراسم بی پیرایه و خالصانه این منطقه و روستای ما امروز دچار عارضه و آفت بزرگی شده است .انگار ویروسی آمده باشد !
    برای اولین بار یکی از این هیئت ها علم بزرگی را روی سه چرخ حرکت داد و به روستای ما آورد! من البته شنیده بودم که در ساری وآمل حتی مسابقه علم کشی راه افتاده است !
    ندیدم . عرض کردم که جایی تا کنون نرفتم . فقط شنیدم و با این شنیدن دلم لرزید!
    آلوده می شود. آلوده می شود این مراسم زیبا و حزن انگیز . رنگ می بازد این شور عزاداری در مرور زمان.
    وقتی توجه به قمه وقیمه شود . قیام فراموش می شود. این جمله را جایی خواندم واضافه کردم ،
    توجه که به علم شود علم حاصل از تفکر در عاشورا از بین می رود .
    هر جه فکر کردم نتوانستم متوجه شوم که این یعنی چه ؟
    تو برای امام حسین (ع) و گریه بر مصائب او وبیش از آن تفکر در اصل واقعه عاشورا ویافتن سر منشا آن و گرفتن درس عبرت از عاشورا که هر روز می تواند عاشورا باشد و هر کجا که باشد آنجا می تواند کربلا باشد ، آن وقت برای این هدیه خداوندی ، که عاشورا هدیه خداونداست برای مردم ، آنهایی که درک کنند پیام عاشورا را ، که این کم از پیام رسالت نیست که حالا برای این هدیه ارزشمند الهی تو بیایی یک تکه آهن 10 الی 15 متری را برداری ، آذین کنی 4 تا جوان قلدر با لباس خاص آنرا یدک بکشند و بگردانند ، دور بدهند ، بعد بگذاری روی سه چرخ و حرکت بدهی ، کل جاده را مسدود کنی و ...
    که مثلا داری عزاداری می کنی؟ اصلا این آهن پاره مزین به انواع و اقسام اشکال بعضا حیوانی نشانه چیست ؟ نماد چیست؟ کجای کربلا چنین بتی را حرکت می دادند ؟ کجای تاریخ این ثبت شده است ؟ در کدام منبع شیعه اثری از این نماد آلوده وجود دارد ؟ کدام مرجع تقلید شریف حکم به حرکت دادن این آلت وهن آلوده داده است؟
    من هر چه بررسی کردم نتوانستم نشان کوچکی از این آهن پاره و ارتباط آن با کربلا و واقعه عظیم عاشورا پیدا کنم . اگر بعضی از فرق اهل سنت بیش از همه فرقه ضاله وهابیت با ایجاد گروه های تکفیری دارد چهره رحمانی اسلام را خدشه دار می سازد ، آیا شما که علم را بت میدان کردی ، فکر نمی کنی که داری چهره زیبای مذهب شیعه ، این شریف ترین مذهب مترقی اسلام و بلکه تمامی ادیان را کدر می سازی!؟
    اگر در هرچه تشکیک شود ، در این نمی شود شک کرد که به خداوندی خدا که قسم جلاله است ، دست هایی پنهان و آشکار در کار است که محرم و عاشورا را از شیعه بگیرند.
    من بدون شک و با یقین می گویم که اتاق های فکری وجود دارد در آن سوی مرزهای این سرزمین حسینی که آرام آرام در این مراسم ویروس هایی را می فرستند برای آلوده کردن و از بین بردن .
    حتما به یاد دارند خیلی ها که طبل و سنج و شیپور و گروه موسیقی و حتی ارگ به مراسم و هیئت ها باز شده بود ! دیر یا زود چنان این بتها و تفکرات خرافی بزرگ شود و توجه به آن جدی شود که اصل عاشورا و پیام آن به حاشیه برود!
    خدا نکند و آن روز ما زنده نباشیم .

    من نگران این ویروس آلوده هستم که وارد منطقه ما شده است. / 420

    1 - روایت یک شمع

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح پنجشنبه 27 آذر 1393 08:36 ق.ظ نظرات ()

    مراسم سالگرد درگذشت مادر یکی از دوستان هستم . توی مسجد.
    مداح و روضه خوان هر کاری کردند نتوانستند از مردم گریه بگیرند . زدند به کربلا
    اشک مثل باران جاری شد ... / 419

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح پنجشنبه 27 آذر 1393 08:36 ق.ظ نظرات ()

    مراسم سالگرد درگذشت مادر یکی از دوستان هستم . توی مسجد.
    مداح و روضه خوان هر کاری کردند نتوانستند از مردم گریه بگیرند . زدند به کربلا
    اشک مثل باران جاری شد ... / 419

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح سه شنبه 25 آذر 1393 08:30 ق.ظ نظرات ()

    مهندس سید عزت الله ضرغامی ، سکان هدایت سازمان بزرگ صداوسیما را به دکتر محمد سرفراز سپرد.
    خبر خیلی تازه نبود . خیلی ها در گمانه زنی های خود به آقای سرافراز رسیده بودند وبیشتر منتظر شنیدن این خبر بودند تا ...
    آنوقت شوخی های معمول ما ایرانی ها بر بستر پیامک و این روزها شبکه های مجازی آغاز شد. الته ما ایرانی ها استاد این شیوه شوخی آنهم در چنین شرایطی هستیم !
    عزت زیاد و سرافراز باشید ، دیگر عادی شده بود و حتی خود این دو بزرگوارنیز در مراسم تودیع و معارفه از این جملات استفاده کردند و دیگر سخنرانان نیز هم ...
    در اینکه عزت الله ضرغامی در مدیریت 10 ساله خود موفق بوده یا نه ، عملکردش مورد رضایت بوده یا نه ، مورد بحث من نیست و از آنجایی که از پرسنل این سازمان هستم و چند سالی هم در بخشی از این سازمان در مرکز مازندران ، مدیریت کردم ، و در یک مقیاس بزرگتر می دانم که مدیریت بر چنین سازمان بزرگی یعنی چه و چه دشواری ها و سختی های طاقت فرسایی دارد که از دید عام پنهان ماند ه است ، اما یک شاخصه مثبت ، عالی و خوب در کنار سایر مشخصات و محسنات مهندس ضرغامی دیدم که برایم فوق العاده ارزشمند بود.
     مهندس به معنای واقعه ای کلمه مرد بود .
     این واژه برای ما ایرانیان مفهوم ارزشمند و بزرگی است . من فقط یک نمونه را مثال میزنم ،
     زمان پخش مسابقات والیبال بود که آقای علی مطهری نماینده  مجلس با تیزهوشی و تیز بینی ! توانست شاهد پخش چند فریم  – کسری از ثانیه تصویر چند زن خارجی در میان تماشاگران شود که به زعم او حجاب مناسیی نداشتند!
     قشقرقی بپا شد که بیا و ببین . به همان هیجانی مسابقات والیبال آنهم در میان جامعه وحتی در صحن مجلس !
    آقای ضرغامی از مدیر شبکه نخواست که کارگردان پخش و یا سایر کارمندان دخیل در پخش مسابقات را اخراج کند یا توبیخ نماید چون آنها مرتکب خطایی نشده بودند . تصاویر با تاخیر 15 الی 30 ثانیه پخش می شد و هر لحظه امکان اشکال فنی وجود دارد و یا در رفتن تصویر از دست کارگردان پخش که مشغول سوییچ است!
     اتفاقات در برنامه های زنده طبیعی هست و مهندس ضرغامی بهتر از هر کسی این را میدانست .
     او در مقابل هجمه بزرگ ، سفت وسخت ایستاد و به دفاع از همکاران پخش خود ، توضیحات مبسوط و فنی و متقن ارائه داد و تا آخر ماجرا نیز پای همکارانش ایستاد .
    اینرا مقایسه کنید با مدیر مجموعه ای که تا اتفاقی می افتد و اتهامی به مجموعه وارد میشود بلا فاصله زیر دستان را متهم میکند و حتی شاید خانواده ای را از نان خوردن بیندازد !
    اینرا مقایسه کنید با مدیری که خودش به قطع یقین مشکل دارد و برای لا پوشانی مشکل خود زیر دست را متهم می کند وبا افتخار به بالا دستی خود گزارش می کند که خاطی را به اشد مجازات محکوم کرده است .
     یا اینرا مقایسه کنید با مدیری که اگر از بالای سرش یک کلاغ ، غاری بکند ، او بواسطه مشکلات عدیده خود ، خودش این غار یک کلاغ راتبدیل به غار غار 40 کلاغ میکند و باعدم تدبیر، دست به اقداماتی میزند که باید فردای قیامت پاسخگو باشد . گو اینکه نتیجه خیلی از افعال آدمی در این دنیا هم به او یا به خانواده اش باز میگردد.
     قطع به یقین این مدیر خودش دچار انواع واقسام انحراف است و برای سر پوش گذاشتن بر انحرافات خود ، کوچکترین اشتباه کارمند خود را  آگراند می کند وباحرکت ناشایست خود سعی در تطهیر خود دارد.
     آنهایی که مدیریت کردند میدانند حمایت و پشتیبانی مدیر مافوق از مدیر زیر دست یعنی چه ویا زیر پانهادن یک مدیر ونیروی زیر دست چه معنی دارد !
     آقای مهندس ضرغامی به معنی واقعی کلمه مرد بود و بارها در حوادث واتفاقات متعدد سازمان ، پشت همکاران و مدیرانش ایستاد وحتی زمانی که نمایندگان یک استان برای عزل مدیر کل یک مرکز به نزد او رفتند ، کت خود را روی صندلی انداخت و به شوخی گفت :
    فلانی را بی خیال شوید حالا بفرمایید از استان چه خبر!؟
    حرکت کت کندن مهندس برای مدیر زیر دست ، هنوز ورد زبان خیلی از همکاران آن مرکز است .
    اگر چه متاسفانه بعضی از مدیران زیر دست ایشان ذره ای از این خصلت مردانه را به عاریه نگرفتند وبیشتر آدم را به یاد موجودی می اندازند که وقتی زیر پایش را داغ نمایند ، بچه در بغل خود را زیر پا میگذارد و رویش می ایستد تا خودش را نجات دهد !
    بله . تصورش خیلی سخت است ولی میمون تنها حیوانی است که این کار رامیکند!!! / 418

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح سه شنبه 25 آذر 1393 08:30 ق.ظ نظرات ()

    مهندس سید عزت الله ضرغامی ، سکان هدایت سازمان بزرگ صداوسیما را به دکتر محمد سرفراز سپرد.
    خبر خیلی تازه نبود . خیلی ها در گمانه زنی های خود به آقای سرافراز رسیده بودند وبیشتر منتظر شنیدن این خبر بودند تا ...
    آنوقت شوخی های معمول ما ایرانی ها بر بستر پیامک و این روزها شبکه های مجازی آغاز شد. الته ما ایرانی ها استاد این شیوه شوخی آنهم در چنین شرایطی هستیم !
    عزت زیاد و سرافراز باشید ، دیگر عادی شده بود و حتی خود این دو بزرگوارنیز در مراسم تودیع و معارفه از این جملات استفاده کردند و دیگر سخنرانان نیز هم ...
    در اینکه عزت الله ضرغامی در مدیریت 10 ساله خود موفق بوده یا نه ، عملکردش مورد رضایت بوده یا نه ، مورد بحث من نیست و از آنجایی که از پرسنل این سازمان هستم و چند سالی هم در بخشی از این سازمان در مرکز مازندران ، مدیریت کردم ، و در یک مقیاس بزرگتر می دانم که مدیریت بر چنین سازمان بزرگی یعنی چه و چه دشواری ها و سختی های طاقت فرسایی دارد که از دید عام پنهان ماند ه است ، اما یک شاخصه مثبت ، عالی و خوب در کنار سایر مشخصات و محسنات مهندس ضرغامی دیدم که برایم فوق العاده ارزشمند بود.
     مهندس به معنای واقعه ای کلمه مرد بود .
     این واژه برای ما ایرانیان مفهوم ارزشمند و بزرگی است . من فقط یک نمونه را مثال میزنم ،
     زمان پخش مسابقات والیبال بود که آقای علی مطهری نماینده  مجلس با تیزهوشی و تیز بینی ! توانست شاهد پخش چند فریم  – کسری از ثانیه تصویر چند زن خارجی در میان تماشاگران شود که به زعم او حجاب مناسیی نداشتند!
     قشقرقی بپا شد که بیا و ببین . به همان هیجانی مسابقات والیبال آنهم در میان جامعه وحتی در صحن مجلس !
    آقای ضرغامی از مدیر شبکه نخواست که کارگردان پخش و یا سایر کارمندان دخیل در پخش مسابقات را اخراج کند یا توبیخ نماید چون آنها مرتکب خطایی نشده بودند . تصاویر با تاخیر 15 الی 30 ثانیه پخش می شد و هر لحظه امکان اشکال فنی وجود دارد و یا در رفتن تصویر از دست کارگردان پخش که مشغول سوییچ است!
     اتفاقات در برنامه های زنده طبیعی هست و مهندس ضرغامی بهتر از هر کسی این را میدانست .
     او در مقابل هجمه بزرگ ، سفت وسخت ایستاد و به دفاع از همکاران پخش خود ، توضیحات مبسوط و فنی و متقن ارائه داد و تا آخر ماجرا نیز پای همکارانش ایستاد .
    اینرا مقایسه کنید با مدیر مجموعه ای که تا اتفاقی می افتد و اتهامی به مجموعه وارد میشود بلا فاصله زیر دستان را متهم میکند و حتی شاید خانواده ای را از نان خوردن بیندازد !
    اینرا مقایسه کنید با مدیری که خودش به قطع یقین مشکل دارد و برای لا پوشانی مشکل خود زیر دست را متهم می کند وبا افتخار به بالا دستی خود گزارش می کند که خاطی را به اشد مجازات محکوم کرده است .
     یا اینرا مقایسه کنید با مدیری که اگر از بالای سرش یک کلاغ ، غاری بکند ، او بواسطه مشکلات عدیده خود ، خودش این غار یک کلاغ راتبدیل به غار غار 40 کلاغ میکند و باعدم تدبیر، دست به اقداماتی میزند که باید فردای قیامت پاسخگو باشد . گو اینکه نتیجه خیلی از افعال آدمی در این دنیا هم به او یا به خانواده اش باز میگردد.
     قطع به یقین این مدیر خودش دچار انواع واقسام انحراف است و برای سر پوش گذاشتن بر انحرافات خود ، کوچکترین اشتباه کارمند خود را  آگراند می کند وباحرکت ناشایست خود سعی در تطهیر خود دارد.
     آنهایی که مدیریت کردند میدانند حمایت و پشتیبانی مدیر مافوق از مدیر زیر دست یعنی چه ویا زیر پانهادن یک مدیر ونیروی زیر دست چه معنی دارد !
     آقای مهندس ضرغامی به معنی واقعی کلمه مرد بود و بارها در حوادث واتفاقات متعدد سازمان ، پشت همکاران و مدیرانش ایستاد وحتی زمانی که نمایندگان یک استان برای عزل مدیر کل یک مرکز به نزد او رفتند ، کت خود را روی صندلی انداخت و به شوخی گفت :
    فلانی را بی خیال شوید حالا بفرمایید از استان چه خبر!؟
    حرکت کت کندن مهندس برای مدیر زیر دست ، هنوز ورد زبان خیلی از همکاران آن مرکز است .
    اگر چه متاسفانه بعضی از مدیران زیر دست ایشان ذره ای از این خصلت مردانه را به عاریه نگرفتند وبیشتر آدم را به یاد موجودی می اندازند که وقتی زیر پایش را داغ نمایند ، بچه در بغل خود را زیر پا میگذارد و رویش می ایستد تا خودش را نجات دهد !
    بله . تصورش خیلی سخت است ولی میمون تنها حیوانی است که این کار رامیکند!!! / 418

    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 21 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic