منوی اصلی
رازهای نگفته
آسمان بار امانت نتوانست کشید .... قرعه فال به نام من دیوانه زدند
  • علیرضا فلاح چهارشنبه 11 دی 1392 07:49 ق.ظ نظرات ()
    رفتار زشت و غیرانسانی تروریست‌ها در سوریه ، تحت عنوان "جهاد در راه خدا" چنان دین اسلام را زیر سؤال برده که مورد تمسخر دشمنان اسلام قرار گرفته است.
     سانی لین، یکی از بازیگران آمریکایی که بعضا در فیلم‌های پورنو هم بازی می‌کند، نسبت به اقدامات تروریست‌ها عکس‌العمل نشان داده و در گفتگو با شبکه فاکس گفته:
     من به تروریست‌ها پیشنهاد می‌کنم به جای اینکه برای رفتن به بهشت و رسیدن به حوری‌های بهشتی خود را میان افراد بی‌گناه منفجر کنند، من خودم را در اختیار آنها قرار میدهم تا هم آنها زنده بمانند و هم کمتر شاهد کشته شدن افراد بی‌گناه باشیم.
    / 387

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح چهارشنبه 11 دی 1392 07:49 ق.ظ نظرات ()
    رفتار زشت و غیرانسانی تروریست‌ها در سوریه ، تحت عنوان "جهاد در راه خدا" چنان دین اسلام را زیر سؤال برده که مورد تمسخر دشمنان اسلام قرار گرفته است.
     سانی لین، یکی از بازیگران آمریکایی که بعضا در فیلم‌های پورنو هم بازی می‌کند، نسبت به اقدامات تروریست‌ها عکس‌العمل نشان داده و در گفتگو با شبکه فاکس گفته:
     من به تروریست‌ها پیشنهاد می‌کنم به جای اینکه برای رفتن به بهشت و رسیدن به حوری‌های بهشتی خود را میان افراد بی‌گناه منفجر کنند، من خودم را در اختیار آنها قرار میدهم تا هم آنها زنده بمانند و هم کمتر شاهد کشته شدن افراد بی‌گناه باشیم.
    / 387

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح سه شنبه 10 دی 1392 08:56 ق.ظ نظرات ()
    مدتی قبل یکی از خواننده گان وبلاگم کامنتی برایم گذاشت که بیشتر توهین به خودش بود تا نقد دیدگاه  من !
    عکس پروفایل خودم را که عوض کردم ، این همکارنه چندان خوب من ، بهانه پیدا کرد برای عقده گشایی ! تیر در تاریکی انداخت با عنوان جعلی " سایه خیال " در حالیکه از نوع نگارش و استخدام کلمات او ، به سادگی هویتش برایم آشکار شد . اگر نامش را می نوشت ، تصور می کردم منتقدی جدی هست و تا کنون در موردش اشتباه فکر می کردم ، اما ای کاش در تاریکی خود ساخته خود ، تیر نمی انداخت !
    آنقدر خودش و کامنتش برایم بی اهمیت بود که شاید 3 ماه فرصت نکردم جوابش را بدهم و بکلی از یادم رفت . امروز بین نوشته های پوشه وبلاگم ، کامنت ایشان را دیدم ...
    فرمودند :

    متاسفانه در مملکتی هستیم که البته شما بسیار زیاد هوادارش شدی و هستی و خواهی بود به دلایلی (...)!
    از اینکه عکست را با زمینه هاله نور عوض کردی خرسندم!
    و از اینکه اکنون رو به ما لبخند می زنی بس فزاینده خرسندم!
    اما اینکه در همه نوشته هایت شعار و واژگان عجیب عربی می انگاری در عجب نیستم! در زمانه ای که همه مان به ریا و ترد عقاید باطنی متوسلیم چه انگاره ی عجیبی است که لبخندت از سر سادگی نباشد برادر!
    اخوی! به تصادف وبلاگت را یافتم!
    فیلمسازی هستی که پیشه ات در عقبه ای از نگاه مذهبی و سیاسی و توسلت به انسانهای خدایی و خدایان انسانی و کنایه ات به مبلغان و صاحبان البته مرتبه پایین ! دیده نمی شود.
    برای که می نویسی!؟
    برای چه می نویسی!؟
    اصلا چه می نویسی!؟
    چه روز قشنگی است که تو را( شما را) در پهنه ی ژرفی از آرزوهای محال لبخند ببینم که تا هست روز هست و هوا هست و نفس هم.
    برادر بسیجی ، جانباز ، ایثارگر ، متدین ، ساده زیست ، اهل ته ریش ، اهل دل ، اهل خانواده و فرزند، ما را چه به لبخند!
    لبخند مال شماهاست که به اربابانتان وصلید یا بهتر بگویم خودتان خودتان را وصل می کنید!
    لبخندت را از ما نگیر!
    که ما با همین لبخند خوشیم در زمانه ای که جز اشک و خون دل خوردن و لعن و نفرین به خود فرستادن و خود را خوار انگاشتن کار دیگری از دستمان بر نمی آید.
    از ترس شخصیت های پیرامونت بگذار ناشناس بمانیم.
    بگذار سایه ای از خیال بمانیم .

    و اما پاسخ من ،

    همکارنه چندان عزیز!
    من فقط روزها بیرون می آیم ... / 385

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح سه شنبه 10 دی 1392 08:56 ق.ظ نظرات ()
    مدتی قبل یکی از خواننده گان وبلاگم کامنتی برایم گذاشت که بیشتر توهین به خودش بود تا نقد دیدگاه  من !
    عکس پروفایل خودم را که عوض کردم ، این همکارنه چندان خوب من ، بهانه پیدا کرد برای عقده گشایی ! تیر در تاریکی انداخت با عنوان جعلی " سایه خیال " در حالیکه از نوع نگارش و استخدام کلمات او ، به سادگی هویتش برایم آشکار شد . اگر نامش را می نوشت ، تصور می کردم منتقدی جدی هست و تا کنون در موردش اشتباه فکر می کردم ، اما ای کاش در تاریکی خود ساخته خود ، تیر نمی انداخت !
    آنقدر خودش و کامنتش برایم بی اهمیت بود که شاید 3 ماه فرصت نکردم جوابش را بدهم و بکلی از یادم رفت . امروز بین نوشته های پوشه وبلاگم ، کامنت ایشان را دیدم ...
    فرمودند :

    متاسفانه در مملکتی هستیم که البته شما بسیار زیاد هوادارش شدی و هستی و خواهی بود به دلایلی (...)!
    از اینکه عکست را با زمینه هاله نور عوض کردی خرسندم!
    و از اینکه اکنون رو به ما لبخند می زنی بس فزاینده خرسندم!
    اما اینکه در همه نوشته هایت شعار و واژگان عجیب عربی می انگاری در عجب نیستم! در زمانه ای که همه مان به ریا و ترد عقاید باطنی متوسلیم چه انگاره ی عجیبی است که لبخندت از سر سادگی نباشد برادر!
    اخوی! به تصادف وبلاگت را یافتم!
    فیلمسازی هستی که پیشه ات در عقبه ای از نگاه مذهبی و سیاسی و توسلت به انسانهای خدایی و خدایان انسانی و کنایه ات به مبلغان و صاحبان البته مرتبه پایین ! دیده نمی شود.
    برای که می نویسی!؟
    برای چه می نویسی!؟
    اصلا چه می نویسی!؟
    چه روز قشنگی است که تو را( شما را) در پهنه ی ژرفی از آرزوهای محال لبخند ببینم که تا هست روز هست و هوا هست و نفس هم.
    برادر بسیجی ، جانباز ، ایثارگر ، متدین ، ساده زیست ، اهل ته ریش ، اهل دل ، اهل خانواده و فرزند، ما را چه به لبخند!
    لبخند مال شماهاست که به اربابانتان وصلید یا بهتر بگویم خودتان خودتان را وصل می کنید!
    لبخندت را از ما نگیر!
    که ما با همین لبخند خوشیم در زمانه ای که جز اشک و خون دل خوردن و لعن و نفرین به خود فرستادن و خود را خوار انگاشتن کار دیگری از دستمان بر نمی آید.
    از ترس شخصیت های پیرامونت بگذار ناشناس بمانیم.
    بگذار سایه ای از خیال بمانیم .

    و اما پاسخ من ،

    همکارنه چندان عزیز!
    من فقط روزها بیرون می آیم ... / 385

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح سه شنبه 10 دی 1392 03:08 ق.ظ نظرات ()


    لازم نیست صاحب فرزند باشیم و با دیدن این عکس جگرمان آتش بگیرد !
    این تصویر یک دختربچه سوری به زنجبر کشیده شده است که فرزندان سفیانی جبهه النصره به دلایل مذهبی (شیعه بودن) پدر و مادرش را در پیش چشم او به قتل رسانده است . / 386

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح سه شنبه 10 دی 1392 03:08 ق.ظ نظرات ()


    لازم نیست صاحب فرزند باشیم و با دیدن این عکس جگرمان آتش بگیرد !
    این تصویر یک دختربچه سوری به زنجبر کشیده شده است که فرزندان سفیانی جبهه النصره به دلایل مذهبی (شیعه بودن) پدر و مادرش را در پیش چشم او به قتل رسانده است . / 386

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح دوشنبه 2 دی 1392 05:45 ق.ظ نظرات ()


    خیلی دوست داشتم بروم
    نشد !
    درس داشتم . دوتا برنامه تلوزیونی روی آنتن داشتم .
    تازه به محیطی نا آشنا اسباب کشی کرده بودم
    بچه هایم محصل بودند و می شود صد تا بهانه دیگر هم جور کرد !
    نشد . نشد .
    به دلم بود و صفحه را باز کردم . نتوانستم چیزی بنویسم . اولش یک عکس زیبا ...
    بدون عنوان ، مدتی بر تارک صفحه بود و سپس نوشته دل عکس ، سوز دلم شد ...
    و این نوشته بهانه ای برای گریه کردن ...
    مگر گریه برای امام حسین ( ع ) بهانه می خواهد !؟ / 384
    _________________________________
    برای مشاهده ابعاد اصلی عکس ، بر روی آن کلیک کنید.

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح دوشنبه 2 دی 1392 05:45 ق.ظ نظرات ()


    خیلی دوست داشتم بروم
    نشد !
    درس داشتم . دوتا برنامه تلوزیونی روی آنتن داشتم .
    تازه به محیطی نا آشنا اسباب کشی کرده بودم
    بچه هایم محصل بودند و می شود صد تا بهانه دیگر هم جور کرد !
    نشد . نشد .
    به دلم بود و صفحه را باز کردم . نتوانستم چیزی بنویسم . اولش یک عکس زیبا ...
    بدون عنوان ، مدتی بر تارک صفحه بود و سپس نوشته دل عکس ، سوز دلم شد ...
    و این نوشته بهانه ای برای گریه کردن ...
    مگر گریه برای امام حسین ( ع ) بهانه می خواهد !؟ / 384
    _________________________________
    برای مشاهده ابعاد اصلی عکس ، بر روی آن کلیک کنید.

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح چهارشنبه 27 آذر 1392 05:06 ق.ظ نظرات ()
    توی خبرها خواندم که ، شهرام جزایری در نامه‌ای خطاب به رئیس قوه قضاییه عنوان کرد پس از ۱۲ سال و ۳ ماه زندانی بنده را مشمول رأفت اسلامی قرار دهید زیرا نادم و پشیمانم .
    بنظرم باید در ادامه نادم و پشیمان ، می نوشتند که " من بی گناهم " زیرا با اختلاس های عجیب و غریب این سالها و اسامی ریز و درشت آدم ها ، که حتی پای نماینده گان مجلس و اعضای دولت پاک ! هم به میان آمده است ، نامبرده مذکور هیچ جایگاهی ندارند و مردم فراموشکار ما به سرعت ایشان را فراموش کردند و باز نامبرده مذکور دیگر محلی از اعراب ندارد !! / 383

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح چهارشنبه 27 آذر 1392 05:06 ق.ظ نظرات ()
    توی خبرها خواندم که ، شهرام جزایری در نامه‌ای خطاب به رئیس قوه قضاییه عنوان کرد پس از ۱۲ سال و ۳ ماه زندانی بنده را مشمول رأفت اسلامی قرار دهید زیرا نادم و پشیمانم .
    بنظرم باید در ادامه نادم و پشیمان ، می نوشتند که " من بی گناهم " زیرا با اختلاس های عجیب و غریب این سالها و اسامی ریز و درشت آدم ها ، که حتی پای نماینده گان مجلس و اعضای دولت پاک ! هم به میان آمده است ، نامبرده مذکور هیچ جایگاهی ندارند و مردم فراموشکار ما به سرعت ایشان را فراموش کردند و باز نامبرده مذکور دیگر محلی از اعراب ندارد !! / 383

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح چهارشنبه 13 آذر 1392 07:00 ق.ظ نظرات ()
    حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر!
    هنر آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و زر در سفر برمحل خطرست یا دزد به یک بار ببرد یا خواجه به تفارق بخورد.
    اما هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده و گر هنرمند از دولت بیفت ، غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است.
    هر کجا رود قدر بیند و در صدر نشیند
    و بی هنر لقمه چیند و سختی بیند. / 382

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح چهارشنبه 13 آذر 1392 07:00 ق.ظ نظرات ()
    حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر!
    هنر آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و زر در سفر برمحل خطرست یا دزد به یک بار ببرد یا خواجه به تفارق بخورد.
    اما هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده و گر هنرمند از دولت بیفت ، غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است.
    هر کجا رود قدر بیند و در صدر نشیند
    و بی هنر لقمه چیند و سختی بیند. / 382

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح دوشنبه 11 آذر 1392 06:35 ق.ظ نظرات ()
    تا چهل سالگی که مغزم خوب کار می‌کرد به ریاضیات و پژوهش پرداختم .
     از چهل تا شصت سالگی که ذهنم ضعیف شده ‌بود به فلسفه روی آوردم و در اواخر که به‌کلی کله‌ام کار نمی‌کرد به سیاست !

    ***
    این هم جمله معروف برتراند راسل ، در پاسخ دوستی که ازمن پرسید ، چرا مدتهاست که مطلب سیاسی نمی نویسی !؟ یعنی یک ماه قبل از انتخابات ریس جمهوری تا حالا !!
    برادر من  !
    به
    شصت سالگی نرسیدم !!
    ( این برادرمن ، با کسره حرف ب ،
    به لحن آقای شجاعی نماینده مردم ساری خوانده شود ) / 381

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح دوشنبه 11 آذر 1392 06:35 ق.ظ نظرات ()
    تا چهل سالگی که مغزم خوب کار می‌کرد به ریاضیات و پژوهش پرداختم .
     از چهل تا شصت سالگی که ذهنم ضعیف شده ‌بود به فلسفه روی آوردم و در اواخر که به‌کلی کله‌ام کار نمی‌کرد به سیاست !

    ***
    این هم جمله معروف برتراند راسل ، در پاسخ دوستی که ازمن پرسید ، چرا مدتهاست که مطلب سیاسی نمی نویسی !؟ یعنی یک ماه قبل از انتخابات ریس جمهوری تا حالا !!
    برادر من  !
    به
    شصت سالگی نرسیدم !!
    ( این برادرمن ، با کسره حرف ب ،
    به لحن آقای شجاعی نماینده مردم ساری خوانده شود ) / 381

    ارسال دیدگاه
  • علیرضا فلاح دوشنبه 4 آذر 1392 03:37 ق.ظ نظرات ()
    کودکی اندیشید که خدا چه میخورد ، چه میپوشد ودرکجازندگی میکند؟

    ندایی آمد که:

    او غم بندگانش را میخورد

    گناهانشان را میپوشاند

    و در قلب شکسته آنان ساکن است

     یک روز حضرت موسى(ع) در کوه طور در مناجات خود عرض کرد:

     یااله العالمین(اى خداى جهانیان)

     جواب آمد: لبیک (یعنى نداى تو را پذیرفتم)

     سپس ‍ عرض کرد: یا اله المطیعین (اى خداى اطاعت کنندگان)

     جواب آمد: لبیک.

     سپس عرض کرد: یا اله العاصین (اى خداى گنهکاران)

    این دفعه سه بار شنید: لبیک، لبیک، لبیک .

    حضرت موسى(ع) عرض کرد:

    خدایا حکمتش چیست که تو را به بهترین اسامى صدا زدم یک بار جواب دادى، اما تا گفتم اى خداى گنهکاران سه بار جواب مرا دادى؟!

    خطاب شد: اى موسى، عارفان به معرفت خود و نیکوکاران به کار نیک خود و مطیعان به اطاعت خود اعتماد دارند، ولى گنهکاران جز به فضل من پناهى ندارند.
     اگر من هم آنها را از درگاه خود نا امید گردانم، به درگاه چه کسى پناهنده شوند؟ / 380

    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 21 ... 4 5 6 7 8 9 10 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات