علیرضا فلاح یکشنبه 14 دی 1393 08:05 ق.ظ نظرات ()

دایی ما از کربلا آمده بود. رفتیم خدمتشان .
به عنوان سوغات یک تسبیح به ما دادند . خواستم ببوسم و بگذارم در جیبم . منصرف شدم .
نگاه کنید به تسبیح !
چین کمونیست ، تسبیح می سازد برای بازار عراق که ما ایرانیها برویم آنجا و بخریم و بیاوریم ایران !
حاضرم قسم بخورم هر ایرانی یک تسبیح دارد و توی مساجد هم پر است از تسبیحهای  آویزان به ستونها !
پس چرا هر وقت می رویم زیارت عتبات ، باز تسبیح می خریم برای سوغات !؟ آنهم چینی !؟
حالا چرا خود عراقی ها و ایرانیها خودشان تسبیح نمی سازند ؟
حالا که عادت کردیم از این چیزها بخریم یا برویم مکه جهاز دخترمان را بخریم ، حالا چرا کالای ایرانی نمی خریم ؟ چرا کالای ساخت وطن عزیزخودمان را توی فرودگاه نمی خریم ؟
به نظر شما واقعا چینی ها اینقدر زرنگ هستند و دقیق که می دانند ما چقدر شعار زده هستیم که برای ما تسبیح می سازند و فردا وپس فردا خدای نکرده ، مهر کربلا هم برای ما بسازند ، ( چین کمونیست برای ما تسبیح و مهر بسازد !؟ ) یا نه ، واقعا ما آنقدر کم دقت و سطحی هستیم که آنها زرنگ هم نباشند ، آدم عادی هم که باشند ، می فهمند ما چه می خواهیم و راحت برای ما سجاده هم می سازند !؟
حالا چرا تسبیح و مهر باید وارد کنیم ؟
خب البته ازواردات دسته بیل و نخ و سوزن و قرقره و آفتابه که بهتر است ! بجای پول نفت !
دوستان یادشان که هست !؟
یکی از آشنایان ، هر وقت توی اینجور مسائل ، مستاصل که می شد ، می گفت :
سرم بزنم به دیوار !؟ / 424